پــله پــله تا ـخــدا

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

پــله پــله تا ـخــدا

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

پــله پــله تا ـخــدا

"بسم رب الحسین"
ادخلوها بسلام آمنین
سیب سرخ بهشتی هدیه ای بود از آسمان برای حسین (ع) که عاشورا با وی بود.
هرکس طالب عطر این سیب باشد،آن را سحرگاهان در حرم حضرتش خواهد یافت...
امام سجاد(ع)

***

اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنَ النِّفَاقِ
وَعَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ
وَلِسَانِی مِنَ الْکَذِبِ
وَعَیْنِی مِنَ الْخِیَانَةِ
یا علی مدد

آخرین آپـ
  • ۹۵/۱۰/۰۲
    :)

هل من مزید؟

چهارشنبه, ۲ دی ۱۳۹۴، ۰۶:۳۹ ب.ظ

از هرگوشه ای صدای فریاد فروشنده ها به گوش می رسید.دوباره جمعه بازار بود و هرکس سعی داشت زودتر اجناسش را بفروشد.مرد با تمام وجود فریاد زد بدو بیا حراجیه!ومردم هم با تعجب سر می کشیدند تا ببیند کدام جنس را میتوانند دراین گران بازاریها ارزانتر بخرند.در گوشه ای دیگر برای پولی ناقابل زنی بامردی همکلام شده بود و شیطان در میانشان خنده های مستانه سرمیداد.مردی برای رسیدن به حراجی باعجله تمام به دختری چادری که درآن شلوغی خودش را جمع میکرد خورد و بدون عذرخواهی درهیاهوی جمعیت گم شد.شیطان باتمام وجود شادگشت.در بهبوهه شلوغیهای بازار ناگهان صدایی به گوش رسید که همه جا سکوت را حاکم کرد.شیطان هراسان وحیران بود؛باید کاری میکرد وگرنه این مردم دست به کار می شدند.رفت و به پشت فروشنده زد و دوباره صداشد درگلویش تا حواس همه راپرت کند.مرد فریاد زدبیایید که تمام شد و دوباره گویی که همه به خود آمده باشند،شروع کردند به همان کار قبلی وباد صدای اذان را همسفرکرد تا به گوش اهلش برساند.خدا گفت بشتابید به سویم وهمه می شتافتند به سوی ارزانی کالا.خدا گفت بیایید حراج زده ام به رستگاری و مادری بی توجه به دخترش گفت آن جوراب چقدر قیمتش ارزان است!خدا دوبار گفت بیایید کسی جزمن نیست!وچشمهای آلوده به استهزاءگرفتند این جمعیت و شنیده هارا!
و دیگر خدا هیچ نگفت!خانم فروشنده دیگری صدا زد بیایید آتش زدم به مالم!و دیدم که چطور صدایش راهم به حراج گذاشته و چه آتشی به راه انداخته.
"آتش زدم به مالم" و مردم حمله می کنند تا ببینند کدام کالارا می توانند ارزانتر بدست آورند و هبچکس لحظه ای فکرنکرد که چه آتشی به پاانداخته است!


.

هوا تاریک میشد،کسی برای خدا وقت نداشت،روزجمعه بود و همه صبح بدون غم دوری مولا تاظهر خواب بودندو بعدهم در بازار به دنبال خرید وفروش!
امام حسین هنوز در صحرای کربلا می جنگید؛هنوزصدای اذان عاشورا به گوش میرسید،همه می گفتند"یا لیتنا کنا معکم"وهیچکدام لحظه ای نیندیشیدند که چرا لبیک نمیگویند؛که چقدر امام زمانمان غریبند...

"هل من مزید؟" ما با کدام حراجی دینمان را می فروشیم و اماممان را به چنددینار به دیگران می بخشیم؟!مثل عمرسعدیم که به بهای خیال حکومت ری و خوردن نان جو مولایش را به دست اهریمنان سپرد یا مثل آن مردی هستیم که 25 سال سلام به ارباب تشنه لب را به پنج دینار فروخت؟!

چقدر دلم گرفت وقتی فهمیدم مولا به خوابش آمدند و گفتند"چقدر مارا ارزان فروختی!"
یعنی در برابر چیزهایی که می فروشیم،چه چیزی به دست می آوریم؟شاید هم رایگان به دیگران میدهیم!
مثل آن دختر زیبایی که جمالش را به رایگان درخیابان به نمایش گذاشت یا آن مردنمایی که غیرتش را سالها پیش شیطان به بهای  لبخندنامحرمی ازاو خرید.شاید هم مثل آن فرزندی که دعای خیرمادرش را با عصبانیتش به تاراج برد* و یا دسترنج پدرش را با خرید های بیهوده ،به نااهلان سپرد!
همه ما هرروز درحال معامله ایم.ببینیم چه چیزی در قبال چه چیزی میدهیم.یعنی ارزشش رادارد؟!

راستی شما  شب یلدا یک دقیقه بیشتر بر غمهای مولا نیفزودید که؟!

"اللهم عجل لولیک الفرج"

 


+ آیت الله بهجت:آیا ممکن است ما ائمه اطهار علیهم السلام را با"هل من مزید"وبامزایده بفروشیم،نه به قیمت کم(که ممکن است نفروشیم)؟!چنانکه عمرسعدملعون هم مجانی نفروخت؛به بهای  ملک ری و یا شمر که ازابن سعدهم خبیث تر بود،بدون انفاذ حکمی فروخت و اقدام به قتل حضرت کرد و نگذاشت ابن زیاد ملعون باامام حسین علیه السلام صلح کند.
هررور ببینیم حسینی هستیم یایزیدی.انسان هرروز باید موضع خودش را مشخص کند که آیااهل حق است یاباطل وپیرو آن...(
 از کتاب رحمت واسعه)
++  کل یوم عاشورا...


* داستان همان مردی که شبی خواب دید دربهشت باغهای وسیعی برای اوست و شبی دیگر خواب دید که همه شان سوخته اند.درخواب به او گفتند بر سر مادرت فریاد کشیدی وهمه اعمالت تباه گردید.خیالمان راحت نباشد!"من جاء بالحسنه "چه کسی می تواند از اعمال خوبش نگه داری کند؟!بسم الله

  • سیب سرخ

یادگاری  (۱۰)

خیلی مطلبتون پر محتوا بود.بسیار لذت بردم
سیب سرخ:
خیلی لطف دارید؛مچکرم
ان شاءالله که نوفیق عمل داشته باشیم.
التماس دعا
  • عطر سیب یار
  • خودت بگو گقدر دلت را شکسته ام
    :(((


    سیب سرخ:
    شرمنده ام آقا جان...
    :'(
    بعضی چیز ها رو هر چقدر هم ک بخوای گرون بفروشی بازم ارزون فروختی
    سیب سرخ:
    بله؛متاسفانه کاملا درست میگید...
    هعی...
  • رفاقت به سبک شهید
  • ای واییییییی .....
    وا مصیبتا
    سیب سرخ:
    وامصییتااا...
    :(
  • احمد احمدی
  • ممنون از یادداشت خوبتان
    سیب سرخ:
    خیلی ممنون از لطفتون
    التماس دعا
    سلام
    خداقوت
    سیب سرخ:
    سلام
    خیلی ممنون

  • در مسلخ عشق
  • داستان ما داستان بچه ای شده که در بازار اسباب بازی فروشی مادرش را گم کرده اما هنوز اسباب بازی ها در چشمانش برق می زنند و او را در ماندن و تماشا کردن استوارتر می کند. غافل از اینکه بداند مادر بای پیدا کردنش چه ها که نمی کشد.
    سیب سرخ:
    اعْلَمُواْ أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکَاثُرٌ فِى الْأَمْوَ الِ وَالْأَوْلاَدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ یَکُونُ حُطَاماً وَفِى الْأَخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَ انٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَآ إِلَّا مَتَاعُ الْغَرُورِ (سوره حدید آیات 20)

     بدانید که زندگانى پستِ دنیا، چیزى جز بازى و سرگرمى و زینت‏ طلبى و فخر فروشى در میان خود و افزون‏طلبى در اموال و اولاد نیست، همانند بارانى که گیاه آن، کشاورزان را به شگفتى وا دارد، سپس خشک شود و آن را زرد بینى، سپس کاه شود و در آخرت، عذابى شدید و مغفرت و رضوانى از جانب    خداوند است و زندگانى دنیا جز کالاى غرور نیست.

    +خیلی ممنونم؛التماس دعا
    غم انگیز بود یاد آوری داستان زندگی هر روزه مان

    برای خودم متاسفم
    سیب سرخ:
    شاید باید جلوی این سیل ایستاد؛
    ماهر چقدر هم تلاش کنیم همیشه شرمنده خواهیم بود:
    ما عبدناک حق عبادتک
    وماعرفناک حق معرفتک
    ...
  • رافضیــة ...
  • چه کشیدی از دست من مهدی...؟
    :(
    آه....
    سیب سرخ:
    هفته ای دوبار گریه می کنی برام...
    هفته ای دوبار توبه می کنی به جام...
    :'(
  • رنگ خدایے . . .
  • خدا برساند صاحب ما 
    آقای ما را 
    مولای ما

    سلام 
    به روزیم با: 
    اسمش بد در رفته!!! دی

    آقا دلیلی نداره شما با فساد مخالفت کنید، ما با محتوای فساد مخالف نیستیم، اسمش بد رفته!!!
    اسمشو عوض کنید درست میشه!!! مثل خیلی از تحولات دیگه که در زمینه ی تغییر نام واقع شد باید در این مورد تجدید نظر بشه.

    مثلا «رقص» اذعان دارید که واقعا چه کار زشتی است ولی وقتی تبدیل به «حرکات موزون» می شود اصلا ماھیتش فرق می کند و ھمه علاقمند می شوند آن را تماشا کنند.

    السلام علیک یا فاطمه الزهرا

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">