پــله پــله تا ـخــدا

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

پــله پــله تا ـخــدا

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

پــله پــله تا ـخــدا

"بسم رب الحسین"
ادخلوها بسلام آمنین
سیب سرخ بهشتی هدیه ای بود از آسمان برای حسین (ع) که عاشورا با وی بود.
هرکس طالب عطر این سیب باشد،آن را سحرگاهان در حرم حضرتش خواهد یافت...
امام سجاد(ع)

***

اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنَ النِّفَاقِ
وَعَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ
وَلِسَانِی مِنَ الْکَذِبِ
وَعَیْنِی مِنَ الْخِیَانَةِ
یا علی مدد

خاطره

جمعه, ۱۸ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۰۷ ب.ظ

ازخانه بیرون می زنم.هوا تاریک است.عرض خیابان را طی میکنم تا به ایستگاه اتوبوس برسم.اتوبوس از راه میرسد وناگهان به خودمی آیم که باز هم اشتباه !این مسیرچهارساله هنوزهم مرا رارها نکرده...دوباره برمیگردم واین بار سوار اتوبوسی می شوم که 180 درجه مسیرش متفاوت است.صندلی کنارپنجره را نشان میکنم وخیره می مانم به اتوبوس هایی که مقصدشان نوجوانیهای من است و ارزو میکنم کاش بازهم مسافرشان بودم...پر میکشم به آن چهارسالی که صبح ها کوله ام رابه دوش می انداختم؛زودترازهمه راهی مدرسه می شدم و یکی یکی باآمدن بچه ها روز دیگری را آغاز میکردم...راننده بلند مقصد رااعلام میکند درصف پیاده شدن می ایستم و ناخودآگاه خودرا برای ازجلو نظام آماده  می کنم!کارت بلیطم را ازکیف درمی آورم ؛این صدای دستگاه است یاآهنگ پایان زنگ؟!



خسته نباشیدی حوالی راننده و معلم میکنم..همگی به حیاط می رویم تا حجم درسهارا باپرتاب گلوله برفی کم کنیم.ناظم صدا می زندهمگی داخل و بعد دوباره صدای دستگاه!وارد ایستگاه مترو میشوم و در انتظار آمدن قطار همه مسافران ازجا بلند شده پ و جلومی آیندتا سوار قطار شوند.ماهم ازهم سبقت میگیریم تا قبل از ورود معلم وارد کلاس شویم!

قطار میرود من به مقصد می رسم ،مراقبم تا روی برفها لیز نخورم واتوبوسی را سوار میشوم که آن چهارسال منتظربود تا مرا به مقصدجدیدم برساند ...سربالایی دانشگاه را که طی میکنم خنده ام میگیرد!آخر آن قدیمها از نظرمن سخت ترین مسیر همان خیابان طولانی مدرسه بودکه باید پیاده طی میشد!

برگه آخرین امتحان را جلویم می گذارند ومن قبل از شروع چشمانم را می بندم  و به دنبال آرامش آن سالها،پیش از شروع امتحان دعای عهد را زمزمه میکنم؛تنها اشتراک مانده همین نوشته بالای برگه است:"بسمه تعالی"...

یادش بخیر آن روزها که می گفتند دلتنگ خواهید شد می خندیدیم که مگر میشود؟!اما حالا می بینم که شده است و بازهم میخندم و به این فکرمیکنم که یعنی چهارسال بعد دلتنگ این روزها خواهم شد؟!


راستی چهار سال بعد قرار است کجا باشم؟!


  • سیب سرخ

یادگاری  (۱۳)

  • فاطمه دریایی
  • امان از خاطرات...
    پاسخ:
    امان...
  • رفاقت به سبک شهید
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    بازم امتحان :)
    آقا این خاطره قلب مارو فشرد :)  چون توش امتحان داشت :))
    راستی *** **** ** ****** ** ** ****
    ** ***** **** **** ** ** ** ** *** **** ***** **** ***
    ** ***** ****
    حضرت زهرا ♥
    پاسخ:
    سلام دوست جووونممم
    خدا نکنه ،پس حذفش کنم؟ ; )
    همیشه دعاهای پر از محبت و مهربونیت بهم آرامش میدن...
    ان شاءالله بهتریییین های خدا برای شما که بهترینی :*
    دستگیرتون ان شاءالله همیشه حضرت زهرا - سلام الله علیها-
    خیلی التماس دعا:)
  • فاطمه فاطمی
  • انگار زندگی هم مثل همین راه طولانی مدرسه و سربالایی دانشگاه هرچه می گذرد سخت تر می شود.
    ولی سختی اش مال همین حالاست و چیزی که می ماند خاطرات خوشی است که هر از گاهی سرک می کشد توی روزمرگی ها...
    پاسخ:
    انگار بزرگ شدنمون باهمین سختیهاست..
    شاید برای همین خدا گفت:"ان مع العسر یسرا"
    بعدها شیرینی هایش می ماند برای دلی که بزرگ شده است...
  • .. مَروه ..
  • سلام...
    به به...
    پس همسن و سالیم...

    گریز خوبی بود،به خاطرات.
    پاسخ:
    سلام
    چه خوب :)

  • .. مَروه ..
  • راستی
    قالب وبلاگت مبارک

    خییلی قشنگ و ارامبخشه
    پاسخ:
    بازم ممنونم
    لطف داری :*
  • .. مَروه ..
  • اقا
    شما دانشجوی کجا هستی؟
    چی؟
    ترم یک بودی ایا؟

    اگه دوست نداری البته نگو:(

    پاسخ:
    چرا نگم؟:)
    البته ترم یک را یک سال است که پشت سر نهاده ایم! :)
    این روزها هم خاطره های فردایند.
    قدرشان را بدانیم
    پاسخ:
    بله ؛فرصتها چون ابر در گذرند...
  • هائوژین ......
  • من نیز به این جمله خـــــــــــیلی می اندیشم !!!
    4 سال دیگه کجاییم ؟؟؟
    هستیم ؟؟؟
    نیستیم ؟؟؟؟
    لیسانس به ما میدن ؟؟؟؟
    نمی دن؟؟؟؟؟
    مشروط میشیم؟؟؟؟
    نمیشیم ؟؟؟؟؟
    :/
    چه ذهن شلوغی دارم من :/
    پاسخ:
    این دغدغه های این روزای هممونه ؛)
    اما شماکه مطمئن باش که لیسانستو بدون مشروطی گرفتی و توجشن فارغ التحصیلی هستی ان شاءالله:)
  • صحبتِ جانانه
  • 7ترمه تمام کردین حالا یا 9ترمه!
    آخرین امتحان توی دی ماه یعنی اینا
    پاسخ:
    دانشگاه ما از پنجم شروع میکنه:|
    ما هنوز اول راهیم...ترم سه:)
  • سیدِ علوی
  • سلام

    زیبا نوشتید.
    موفق باشید ان شاالله
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام
    ممنون
    التماس دعا
  • محمد حسین مرادی
  • قبول دارم دلم برای دبیرستان تنگ شده است
    پاسخ:
    روز های زودگذر زندگی چه خوابها که برامان ندیده است...
  • در مسلخ عشق
  • سلام علیکم؛ گذران زندگی را چه ساده و خلاصه بیان کردید.
    و این بخش خیلی به دلم نشست«تنها اشتراک مانده همین نوشته بالای برگه است:"بسمه تعالی" »
    و کم کم من هم باید با آخرین امتحانم؛ ساکت به گذشته 4ساله بیندیشم.
    پاسخ:
    سلام
    خیلی ممنونم 
    خدا تنها اشتراک همه سختی ها وآسانیهاست..

    برای من هم اتفاق افتاده
    به من هم گفته بودند دلتنگ می شوی
    وشدم
    پاسخ:
    چه قدر سخت...

    السلام علیک یا فاطمه الزهرا

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">